نیکولا کوپرنیک، پدر نجوم جدید

نیکو لا از کودکى مشغول به تحصیل گردید، تا اینکه عمویش او را براى تحصیلات عالى ، به دانشگاه (((کراکو))) فرستاد. دانشجوى جوان ، با عشق و علاقه فوق العاده اى ، تمام مواد درسى دانشگاه را در رشته هاى هیاءت ، نجوم و نقاشى به پایان رسانید.
او در سال 1496 میلادى ، که جوانى بیست و سه ساله بود، به ایتالیا رفت و در دانشگاه (((پادوا))) به تحصیل علم طب پرداخت و در همین حال ، در دانشگاه (((بولونى ))) ادامه تحصیل در رشته نجوم را نیز دنبال کرد.
پس از فراغت از تحصیلات دانشگاهى ، از طرف دانشگاه او را دعوت به همکارى علمى و تدریس نمودند، اما عمویش که کشیش بزرگى بود، کوپرنیک را احضار نمودند، اما عمویش که کشیش بزرگى بود، کوپرنیک را احضار نمود و او را به عنوان کشیش رسمى به شهر (((فروئنبورگ ))) اعزام کرد.
کوپرنیک با اندوه و ناراحتى زیادى در سال 1506 میلادى ، بنابه دستور عمویش به شهر فروئنبورگ رفت و تا آخر عمر در این شهر اقامت نمود و تنها چند سفر کوتاهى به (((تورن ))) و (((کراکو))) داشت .
کوپرنیک در شهر فرو ئنبورگ ، زندگانى مستقل و آرامى داشت . کلیه بیماران فقیر را معالجه و درمان مى کرد. ولى با معلومات ریاضى خود، سعى داشت در این زمینه نیز به کشورش خدمت نماید. براى مبارزه با سازندگان سکه هاى تقلبى روش ابتکارى و مناسبى را ابداع کرد. در مقابل خانه کوچک و محقر خود برجى ساخت ، تا ستارگان را رصد نماید، اما چون در سواحل (((نیستول ))) بیشتر اوقات و به خصوص شب ها، هوا ابرى ناصاف بود، در رصد کردن ستارگان توفیق زیادى بدست نیاورد، اما به جاى رصد کردن سیارات و ستارگان و مطالعه روى آها، ترجیح داد که کتاب ها و ستارگان و مطالعه روى آن ها، ترجیح داد که کتاب ها و آثار منجمان دیگر را جمع آورى نموده و روى آن به مطالعه ، کاوش و تحقیق بپردازد و همین کار را هم کرد.
کوپرنیک در سال 1503 میلادى ، اعلام کرد که با عقیده (((فیلولائوس ))) و (((آریستارک ))) مبنى بر حرکت وضعى و انتقالى زمین به دور خود و به دور خورشید موافق است و زمین ضمن اینکه در هر بیست و چهار ساعت ، یک بار به دور خودش مى چرخد، در هر سال نیز یک بار به دور خورشید گردش ‍ مى نماید. او عقیده داشت که همه ستارگان ثابت و درخشان مى باشند و همگى سیارات از جمله کره زمین در حال حرکت هستند.
کوپر نیک با این اعتقادات خود، مطالبى را که هیجده قرن پیش مطرح شده بود، زنده کرد و دوباره همان مخالفت ها و مشکلات بوجود آمد. اما او مایل نبود که نظر مخالفت دیگران را به سوى خود جلب نماید و همراه به دنبال یک زندگى مفید اما آرام و بى دردسر بود به همین دلیل ، مدت چهل سال عقاید و افکار خود را در مورد ستارگان و سیارات منتشر ننمود، چون او دانشمندى صبور و بردبار بود و طوفان حوادث ناگوار را، در صورت انتشار عقاید و افکارش ، به خوبى حدس مى زد.
بنابراین سعى مى کرد تا حتى الامکان ، زمان شروع اختلافات و درگیرى ها را به تاءخیر اندازد.
کوپرنیک مدت هاى مدیرى در مورد انتشار عقاید نجومى خود مى اندیشید، اما وجود تعصبات شدید کلیسا با اینگونه عقاید و مجازات هاى بیرحمانه سران مسیحیت ، نسبت به اینگونه دانشمندان ، او را از اتخاذ یک تصمیم قاطع باز مى داشت ، تا اینکه پس از سالیان طولانى ، بر تردید خود فائق آمد و نسخه خطى و دست نویس کتاب خویش را به (((رتیکوس ))) دانشمند جوانى که از فداکارترین شاگردانش بود، تحویل داد.
رتیکوس با شتاب فراوان به چاپخانه رفت و نظارت و پیگیرى چاپ کتاب نجوم کوپرنیک را بر عهده یکى از دوستانش که پروتستان و عالم علوم الهى بود، واگذار کرد
کوپرنیک حدود هفتاد سال از عمرش در راه آموزش علوم حقوق ، طب ، ریاضیات و علوم طبیعى گذشته بود که به علت کار زیاد و بى خوابى پى در پى ، روز به روز خسته تر و ضعیف تر مى گردید. او نمى خواست در آخر عمر، خود را با کلیسا درگیر و بد نام نماید، لذا براى رعایت احتیاط، کتاب نجوم خود را به چاپ پل سوم تقدیم کرد.
کوپرنیک در سال 1543 میلادى ، در حالى که فقط چند روز از انتشار اولین نسخه کتابش درباره (((دوران اجسام و کرات آسمانى ))) گذاشته بود، چشم از جهان فرو بست . اما این کتاب بزرگ ، انقلابى در جهان دانش پدید آورد، وى (((پدر نجوم جدید))) نامیده شد، هیاءت بطلمیوس را که یک هزار و هشتصد سال از آن مى گذشت در هم فرو ریخت .(20)
آرى ، این تنها (((کوپرنیک لهستانى ))) نبوده ، که به خاطر ابزار عقیده علمى خویش ، از سوى متعصبین به اصطلاح طرفدار دین وحشت داشته است ، بلکه متاءسفانه در طول تاریخ به اینگونه مسائل دردناک گاهى برخورد مى کنیم .
یک روز (((سقراط))) فیلسوف بزرگ یونانى ، روز دیگر (((گالیله ))) ستاره شناس ایتالیائى وقت دیگر (((لاوازیه ))) شیمى دان بزرگ فرانسوى ، و بالاخره بار دیگر (((ملا صدراى شیرازى ))) به خاطر اظهار عقیده علمى مورد اتهام قرار گرفتند و گاهى هم جان بر سر عقیده گذاشتند، اما فکر و عقیده آن هم چنان زنده و پایدار مانده است .

/ 0 نظر / 13 بازدید